بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

مقدمهء مصحح 69

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

است سپس از آن مشرب و مذاق برگشته و روشى را كه در تفسير مشاهده مىشود اختيار نموده است اين مطلب را گفتار مجلسى اول ( ره ) در فائدهء پنجم از مقدمهء و ديباچهء شرح فقيه فارسى موسوم بلوامع صاحبقرانى تأييد مىكند كه گفته ( ج 1 ، ص 6 نسخهء چاپى ) : « تا اختلافات در ميان شيعه بهمرسيد و هر يك از علما بموجب يافت خود از قرآن و حديث عمل مينمودند و مقلدان متابعت ايشان ميكردند تا آنكه سى سال تقريبا قبل از اين فاضل متبحر مولانا محمد امين استرآبادى رحمة اللَّه عليه مشغول مقابله و مطالعهء اخبار ائمهء معصومين شد و مذمت آراء و مقاييس را مطالعه نمود و طريقهء اصحاب حضرات معصومين را دانست فوايد مدنيه را نوشته به اين بلاد فرستاد اكثر اهل نجف و عتبات عاليات طريقهء او را مستحسن دانستند و رجوع باخبار نمودند و الحق اكثر آنچه مولانا محمد امين گفته است حق است » . و اين امر از جهت زمان نيز مغايرتى ندارد بلكه كاملا منطبق با عصر مؤلف است زيرا وى با مولى محمد تقى مذكور معاصر بوده و در اين تفسير مكرّر در مكرّر از وى نام برده و از شرح فقيه و از حديقة المتقين وى مطالب نقل مىكند و چون وى در 1070 وفات كرده در بعضى موارد نام او را بدعاى « طاب ثراه » و نظير آن مقرون ساخته است و اين امر با آنكه در سابق گذشت عن قريب نيز ذكر خواهد شد . ليكن لازمهء اين عدول از مشرب و مذاق سابق اعلام و اخبار از اين امر بوده است چنان كه ديدن و دأب علما در اين قبيل موارد بر آن بوده است حتى مبناى عقلايى پيدا كرده كه در موقع تعارض دو قول از يك عالم بنا را بر اختيار قول دوم او ميگذارند كه كاشف از عدول او از قول اول مىباشد و چنين تصريحى بلكه اشاره‌اى نيز از اين مؤلف به نظر نميرسد بارى بنا بر آنكه مؤلف هر دو كتاب يكى باشد خواهيم گفت كه اظهارات غلوّ آميز و منافى با مذاق و مشرب مشهود در تفسير وى كه در كتاب محبوب القلوب به نظر ميرسد مبنى بر تمايل به آن مشرب خواهد بود از قبيل تمايل قاضى نور اللَّه شوشترى ( ره ) بمشرب تصوف .